سلام  سه تا از کازهای  کوتاهم رو بهتون تقدیم می کنم نظرتون رو دوست دارم بشنوم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

ویار اب پاشیدن در حیاط

به دنیا بیایم؟

نه نیا

مردها فلسفه ابها را نمی دانند.

 

 

 

 

در هر سال یک روز است

که به اندازه

هر سال طول میکشد

ان روز تولد رفتن توست برای امدنت.

 

 

 

من شهید شدم

ابم دهید

مگر که کشته شوم.

 

 

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
نرگس زرد

زيبا بود... اگر انسان به غصه امروز خود غم فردا و رنج ديروز را نيافزايد. مقدار آن هر چه باشد. به راحتی قابل تحمل است... بازم به ما سر بزنيد...

Heaven Searcher

سلام.. خوبی اومدم بگم که وبلاگ آپديت شد و مثل هميشه منتظرم... راستی یه روز توی ساله که ازش متنفرم و اون روز آشنا شدن با اوست !!!!!!!!! هميشه موفق باشی

ثمین

سللام !! خيلی خوشگل بودن دوست جون! شعرات رو میگم دیگه! فقط اون قسمت - ویار اب پاشیدن در حیاط- رو نمی تونم از روش بخونم. یعنی چی؟ .. ا ! راستی!! هه هه هه!! مثلا اگه اون سوتی خوشگلت رو پاک نکنم چی ميشه؟؟ :دي منم کلی ازت خنديدم!! خيلی باحال بود!! خدا سعدی رو هم بيامرزه آ! ميگن آدم بدی نبوده!! :پی

محمد

سلام. تقريبا همه ی شعر هاتو خوندم خوشم اومد. دستت درد نکنه. اين شعر اخيرت هم خوب بود. تنها نکته ای که درباره اش به نظرم می رسه اينه که چرا توش از علائم نگارشی استفاده نکردی تا خوندنش راحت تر شه؟ چه عيب داره اگه مخاطب رو از قيد فکر کردن راجع به درست يا غلط خوندن شعر نجات بديم و ببريم سر اصل مطلب؟

ثمین

های تنبل خان! من آپديت کردم آ. پس چرا دير کردی؟ :( از اين کارا نميکردی قبلنا آ !