اینگمار برگمان(تخم مار و سونات پائیزی)

اولین کاری که از برگمان فلیم ساز معروف اروپا یی دیدم سونات پائیزی بود فیلیمی که به نظر بیش از اندازه رویکردی روانکاوانه نسبت به شخصیتهایش اعمال میکرد قصه مادر و دختری که به گونه روابط خود را در طی سالیان زندگی در یک پروسه روانکارانه به مخاطب یاد اور می شوند البته با بازی ایتگرید برگمان که انروزها بدجوری در گیر سرطانش بوده و لیو اولمان زنی که چهره اش بسیار دوست داشتنی است
                                                     80y7q53.jpg
تخم مار اما برایم دیگر گونه بود اثری که حود برگمان فبل از اینکه انرا بسازد فکر می کرده یکی از شاهکارهایش خواهد شد. که البته به یک شکست مبدل شد
فیلمی که در زمان میان دو جنگ جهانی در شهر برلین اتفاق می افتاد با یک فضای نیهلیستی و اینده ای که وجود ندارد. زمانی شورش های اولیه هیتلر در المان و ترس و وحشتی که تژاد پرستها به راه می اندازند.نسل سرخورده المان که در جنگ جهانی اول شکست خورده و سرخورده است و نسلی که بعد از انها برای جبران مافات به سرپرستی هیتلر انتفام خود را با کشتار میگیرد.نام فیلم از از همین موضوع نشات می گیرد نسلی که منتظرند که به بار بنشینند و مانند مارهایی سمی زهرشان همه دنیا را در کام مرگ فرو برد. این فیلم را می توان نشان دهنده شکست های اولیه مدرنیسم دانست .علمی که نجات دهنده بشر لقب گرفته بود به جان او می افتد و تعداد زیادی از مردم برای رهایی از فقر و تنگدستی رضایت می دهند که تحت ازمایشات پرشکی قرار بگیرند:زنی که او را با یک بچه دچار مشکلات مغزی در یک اتاف تنها میگذاردند و زن بعد از یک روز او را می شکد چون از لحاظ عصبی ویران شده است. استنشاف نوعی گاز توسط زن و شوهری که به همین دلیل مانند دو حیوان وحشی به جان هم می افتند. و در موازات ان جنبشهای فاشیستی که در یکی از دیالوگها توسط قدرت دموکراسی خاموش می شود . اما این پایان راه نیست و تاریخ شکست نمایندگی زندگی اجتماعی مدرنیستی را مغلوب میکند و فاشیسم تمام رویاهای مردنیسمی و انسان محورانه را به هم می ریزد.
برگمان فیلمها معروف تری نیز دارد پرسونا و توت فرنگیهای وحشی و..... اما دیدن این دو فیلم هم خالی از لطف نحواهد بود.
/ 1 نظر / 77 بازدید
سمانه قرايي

سلام مجتباي عزيز . در مورد سونات پاييزي بايد بگم كه به نظر من خيلي فيلم خوش ساختي بود با ريتم قابل قبول و بدون اغراق . اينكه برگمان بيش از اندازه مي خواسته ديد روانكاوانه نسبت به شخصيت ها داشته باشه ، من اينطوري فكر نمي كنم . گفتگوها وقتي بين شخصيت ها صورت مي گيرن ، يه جورايي تلاش شخصيت هاست براي حرفايي كه هيچ وقت نتونستن براي هم بيان كنن . و اين آشفتگي و روانپريشي كه يكدفعه تو صحنه ي گفتگوها شكل مي گيره به نظر من كاملا عادي و حتي خيلي عالي كار شده . منتظر نقداي بعديت هستم . موفق باشي