سلام اين هم کار جديد منه خوشحال می شم در موردش نظر بدين.

زنگ زده ام

درون آغوشت

باز......

ازمچالگی

در

همان خانه ای

 که از نجابت شب تا صبح

می زدند

مرا از خواب 

می پراندند

حرفهايی را که هر شب

از برشان....

جم نخورده بودم

که از توی سطل آشغال

دورم

از همان زنهايی که تلفنها را بغل می کردند برای ايجاد رابطه  های

تنگاتنگ

با من

می خوابيدند 

تا به تسخيرشان

در

بيايم

پاک

بشوم

از....

روی درهای ا ه نی

ضد ـ زنگ

می زنم

 به

تلفن

سرخ می شود

از خجالت

دستمال......

بعد هم جارو کردن

 بردن اشغالها به

بيرون

همينکه می رسم

زنگ می زند

گوشهايم

اين عذاب وجدانی است که از دور ريختنشان می گيرم

مجتبی دهقان۱۱/۵/۸۳

 

 

/ 7 نظر / 14 بازدید
jaeedigar

عاليه. تبريک. من کم تر از شاعرهای اين دوره خوشم مياد. معمولا بعضيا با محبوبيتاشون جلو می رن. اما يه مدتيه که ميام کارای بچه هايی که يه خورده برام ناشناسن رو می خونم. حقيقتا عالی بود. مرسی. هستم خدمتتون.

Heaven Searcher

سلام... ممنون که اومدی و سر زدی.. متشکر از اظهار لطفت ... البته خوشحال می شدم نظرت رو در مورد موضوع وبلاگم هم می نوشتی ... راستی از عذاب وجدان هم مگه چيز بدتری هم هست ؟؟؟

ثمین

سلام. شما با این شعرای قشنگتون برا چی اسم خودتون رو گذاشتید شاعر مرده؟! شعر زیبایی گفتید بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم بازم به من سر بزنید!!

الهام

هی هی هی .. اين عذاب وجدان!

Heaven Searcher

سلام... خوبی ... خواستم بگم که وبلاگ بلاخره آپديت شد و مثل هميشه منتظرم ... هميشه موفق باشی

angelbaby

سلام...شعر خودتون..؟خيلی جالب..قشنگ..بود..موفق باشيد

psdk

مجتبي ادامه بده تو میتونی به وبلاگ من هم سر بزن ودستتو از طرف من ......