سلامپ

وبلاگم رو يه خورده حرس کردم

 

باران

به ضمیمه تو

بر بارش این متن

رقم می خورد

که معلولم

به روی کاغذ

خیس می خورم

ومن زیر چتر به تعویق افتادنت

ترک

بر می دارم

نبودنت را

روی دست می گیرم

حل می شود

تمام مشکلات نا محلولم

 

از این خط به بعد

 

وصیت می کنم

بایستی

به روی پای خودت

که حالا

گیره......

دست بر می دارد

از سر

این شعر

این معلولیت تا

به ابد

پیوست

به زمینی مینی

که فرار کنیم به یکباره

پا می شود

پا می شوی

ومن

م ی پ ا ش م

به روی متن

به روی سفال اتاقت

روی پای مصنوعیم

در این جای متن

«

طی انفجاری

در ساعت

یک

شاعر

معلولیتش او

به تعداد چندین نسخه باریدن گرفت

»

۲۳

/۴/۸۳مجتبی دهقان

/ 4 نظر / 78 بازدید
siavash

سلام آسمونی. عالی نوشتی... برای تو و آرزوی آسمونيت آرزوی موفقيت دارم. وقت کردی سر بزن ...

لیلا

منم ميخوام حرس کنم ولی هنوز وقتش نرسيده...جالب نوشتيد...مرسی که سر زديد....ياحق

hamed

خيلی خفنه بابا ای ول ل ل ل ل ل ل