بچه ها سلام از یک یک شما که به من لطف دارین ممنونم .پیغامهای شما مثل رگیه که به تن بی رمقم جون می رسونه«وای چقدر رومانتیک»

 این غزلم رو  چند ماه پیش توی مجله شعرهای برگزیده دانشجویان کشور چاپ کرده بودن لازمه از رامتین عزیز بابت این قضیه تشکر کنم.که شعر من رو هم برد. با اینکه غزله ولی خوشحال می شم پیغام هاتون رو بخونم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

ُقل قُلِ قلیان کشیدن و- سماور، «رفتم وبار سفر بستم»۱

مرد بر زن تکیه داده ،یادگاری می نویسد «با تو هستم ،هر کجا هستم»

راوی ی ِ ما آنقدر تنهاست که در خاطرلتش می نویسد:

در پی ی ِ این پاسخم که از خودم یا این روال زندگی خستم

تا به تاریخ نه ِ هفت ِ هزار وسیصد وهشتاد و... یک جمله

نوشتی «عشق .....» فهمیدم به جمع مردهایت تازه پیوستم

[ می نویسد یا....] بگو آخر اگر دیگر نمی ایی بدانم.

لا اقل من تیغ تیزی می گذارم بیخ تا بیخ رگ دستم.....

نه فقط اینرا بدان که شاعر این مصرع آخر خودم بودم

که شبیه استکانی لب پریده دستت افتادم شکستم

 

۱- بیتی از یکی از ترانه های هایده

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
یاسمن

سلام آقای دهقان همونطور که در جلسه شعر سه شنبه چند هفته پیش گفتم به نظرم شعر قبلی شما یکی از قوی ترین شعرهای سپید شما می باشد که در آن از بازی های زبانی خبر چندانی نیست ولی در جاهایی که بازی زبانی وجود دارد قوی عمل کرده اید.. در ضمن اگر خواسته باشم نقد معطوف به مخاطب برای شما داشته باشم باید بگویم که از مفهوم شعر شما البته آن مفهومی که من برداشت کردم بسیار لذت بردم مخصوصا آن قسمت قبرستان

samin

سلام. ممنونم که به من سر می زنيد. وبتون حس قشنگی به من ميده. ببخشيد اگه با کامنت دفعه ی پيش نگرانتون کردم. منظور بدی نداشتم. فقط دلم میخواد بدونید که شعراتون من رو یاد خودم ميندازه. هنوزم ميگم. به نظرم شاعر مرده يه خورده خاکستریه. اما بازم آدم رو ياد يه چيزی ميندازه .. به قدرتتون تبريک ميگم. بازم پيشم بيايد . رها باشيد..

angelbaby

سلام..جالب بود...بايد تو اف بخونم..شعرهايه شمارو هم...موفق باشين..

ماهتيتي

سلام مرد جوون . از نوشته هات ميشه التهاب درونتوتو حس کرد ... عذر می خوام ، نمي تونم مثل بقيه ي دوستاي مهترمت بگم كه شعرات بهم اونطوري آرامشو القا ميكنه ... امما باز هم بجاي خودش زيباست ... تقديم به وب شما : چيزي گم است در من از آرزو فراتر ... مانند جان شيرين ... زان نيز پر بها تر ... در جستو جوي اويم ... يا در سراغ اكسير ... من هر چه خسته پا تر ... او نيز كيميا تر ... گفتي كه بگذر از من ... از خويش هم گسستم ... آيا سراغ داري از من خوش آزما تر ... ... موفق باشيد ... خوشحال ميشم به منم سر بزنيد ...

الهام

سلام... واسه يه شعر کامنت گذاشتن خيلی سخته .. معمولا نمی شه در باره ش به اين راحتيا حرف زد... اما ميدونی بعضی از تعبيراشو خيلی دوست دارم... مثلا: به جمع مردهايت تازه پيوستم يا اون مصراع آخر... راستی حالت بهتره؟