deadpoet

وبلاگم رو يه خورده حرس کردم

 

باران

به ضمیمه تو

بر بارش این متن

رقم می خورد

که معلولم

به روی کاغذ

خیس می خورم

ومن زیر چتر به تعویق افتادنت

ترک

بر می دارم

نبودنت را

روی دست می گیرم

حل می شود

تمام مشکلات نا محلولم

 

از این خط به بعد

 

وصیت می کنم

بایستی

به روی پای خودت

که حالا

گیره......

دست بر می دارد

از سر

این شعر

این معلولیت تا

به ابد

پیوست

به زمینی مینی

که فرار کنیم به یکباره

پا می شود

پا می شوی

ومن

م ی پ ا ش م

به روی متن

به روی سفال اتاقت

روی پای مصنوعیم

در این جای متن

«طی انفجاری

در ساعت

یک

شاعر

معلولیتش او

به تعداد چندین نسخه باریدن گرفت»

۲۳/۴/۸۳مجتبی دهقان

نوشته شده در ۱۳۸۳/٥/۱٥ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط مجتبی دهقان نظرات ()

Design By : Pars Skin