deadpoet

اولین کاری که از برگمان فلیم ساز معروف اروپا یی دیدم سونات پائیزی بود فیلیمی که به نظر بیش از اندازه رویکردی روانکاوانه نسبت به شخصیتهایش اعمال میکرد قصه مادر و دختری که به گونه روابط خود را در طی سالیان زندگی در یک پروسه روانکارانه به مخاطب یاد اور می شوند البته با بازی ایتگرید برگمان که انروزها بدجوری در گیر سرطانش بوده و لیو اولمان زنی که چهره اش بسیار دوست داشتنی است
                                                    
تخم مار اما برایم دیگر گونه بود اثری که حود برگمان فبل از اینکه انرا بسازد فکر می کرده یکی از شاهکارهایش خواهد شد. که البته به یک شکست مبدل شد
فیلمی که در زمان میان دو جنگ جهانی در شهر برلین اتفاق می افتاد با یک فضای نیهلیستی و اینده ای که وجود ندارد. زمانی شورش های اولیه هیتلر در المان و ترس و وحشتی که تژاد پرستها به راه می اندازند.نسل سرخورده المان که در جنگ جهانی اول شکست خورده و سرخورده است و نسلی که بعد از انها برای جبران مافات به سرپرستی هیتلر انتفام خود را با کشتار میگیرد.نام فیلم از از همین موضوع نشات می گیرد نسلی که منتظرند که به بار بنشینند و مانند مارهایی سمی زهرشان همه دنیا را در کام مرگ فرو برد. این فیلم را می توان نشان دهنده شکست های اولیه مدرنیسم دانست .علمی که نجات دهنده بشر لقب گرفته بود به جان او می افتد و تعداد زیادی از مردم برای رهایی از فقر و تنگدستی رضایت می دهند که تحت ازمایشات پرشکی قرار بگیرند:زنی که او را با یک بچه دچار مشکلات مغزی در یک اتاف تنها میگذاردند و زن بعد از یک روز او را می شکد چون از لحاظ عصبی ویران شده است. استنشاف نوعی گاز توسط زن و شوهری که به همین دلیل مانند دو حیوان وحشی به جان هم می افتند. و در موازات ان جنبشهای فاشیستی که در یکی از دیالوگها توسط قدرت دموکراسی خاموش می شود . اما این پایان راه نیست و تاریخ شکست نمایندگی زندگی اجتماعی مدرنیستی را مغلوب میکند و فاشیسم تمام رویاهای مردنیسمی و انسان محورانه را به هم می ریزد.
برگمان فیلمها معروف تری نیز دارد پرسونا و توت فرنگیهای وحشی و..... اما دیدن این دو فیلم هم خالی از لطف نحواهد بود.
نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/۱٩ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط مجتبی دهقان نظرات ()

دیشب داشتم به این مسئله فکر می کردم که اگر می خواستم در همین دوران کتاب بوف کور هدایت رو بخونم اصلا اینکار رو نمی کردم.. می پرسین چرا؟خب از بس هدایت بدبخت همراه این کافکای بیچاره مثلا قصه کدوه قل قله زن تو ی دهن همه می چرخه و همه در موردش نظرات صد من یک غاز خودشون رو اعلام میکن.انگار از تاریخ ادبیات فرانسه تنها کامو کافکا و سارتر هستند که وجود دارند و نویسنده دیگری وجو ندارد که در جهان هدایت اونو دوست داشته باشه و ازش تاثیر گرفته باشه مثلا چند نفر می دونن که بومی گرایی خاصی ک در بوف کور هست تاثیر گرفته از پدرو پارامو خوان رلفو هست؟!بابا ما در کنار کافکا و کامو سارتر چهره ای به اسم سلین هم داریم که زبان فرانسه رو از دست قوانین سرسخت و با ادبانه زبان فرانسوی بیرون می کشه و خیلی راحت  زبان رو به کار می بره و جرقه های رمان نو فرانسه (جنبش کاملا اوانگارد ادبیات فرانسه ) رو می زنه؟!!بابا به غیر از همینگوی و کارور و برتیگن  درادبیات داستانی امریکا نویسنده های دیگری هم هستن به پیر به پیغمبر هستند  از جان چیور  و جان اپدایک بگیر تا جویس کارول اوتس و جامپا لاهیری و دن چاون و میچ البوم. به جان خودم هم همشون ترجمه شدن بابا به غیر از بالزاک ما فلوبر هم داریم توی ادبیات کلایسک فرانسه ولتر هم هست به غیر از ایبسن  کنوت هامسون هم توی ادبیات نروژ داریم به غیر از چخوف و داستایوفسکی ایساک بابل هم وجود داره در ادبیات روسیه بابلی که به نظر من اولین جرقه های ساخت شکنی در کارهای اون  زده میشه بیاین به جون عمه هامون یه خورده بیشتر بخونیم و کمتر ادعا کنیم. اتفاقی که بر عکس اون زیاد داره اتفاق می افته................

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٤ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط مجتبی دهقان نظرات ()

Design By : Pars Skin