deadpoet

    نقدي بر ‹ناديا› اثر اندره برتون      

                                                

شايد ناديا برتون  مصداق همين جمله باشد كه خود برتون در مورد يكي از تابلوهاي مورد علاقه اش‹ ميهماني نان فطير› در پاورقي كتاب مي نويسد: سرشار از نيات پنهاني است  وتاويلش باريك بيني بسيار مي طلبد.ناديا اثري است با شبكه هاي پيچيده تاويل و تاويل ان جز با دست يازيدن به منطق سورئال متن به گونه اي ديگر امكان پذير نيست. همين منطق اثر است كه تعريفي اينچنيني را از زندگي ارايه مي دهد:‹‹هيچ بعيد نيست ضروري باشدزندگي را مثل نشاني پوشيده نويس شده ي سردابهاي پنهان ، رمز گشايي كنيم››.

در ابتدا هنگامي كه خواننده (به علت ذات ضد رمان بودن اثر)،هنوز در ارتباط برقرار كردن با اثر بلا تكليف است، ناگهان با اثري روبرومي شود كه گره فكني جزه ذاتي ان است و بعد از باز كزدن هر گره فضاي ارتباطي با متن به گونه قابل وصفي كسترش مي يابد. ناديا اثري است كه خواننده را از هر گونه تاويل ملموس و قابل تعريف در جهان واقعيت، خلع سلاح مي كند.و مخاطب براي تاويل متن چاره جز دست يافتن به منطق متن در پيش روي خود نمي بيند.

كليه اتفاقات در بستر واقعي شكل مي گيرد ولي اين پايان را ه نيست و در فضايي سورئال ادامه مي يابد. مثلا ناديا هنگامي كه با راوي متن در حال قدم زدن در خيابان است ناگهان توجه راوي را به پنجره اي معطوف مي كندو روشن شدن چراغ ان پنجره و و رنگي كه از روشن شدن چراغ از پنجره ساطع مي شود را  پش گويي مي كند. حتي اين گونه برخورد، با نام اثر نيز صورت مي گيرد ناديا اسمي است كه تنها دو هجا از ان با معنا است و بقيه ان معناي خاصي ندارد. شخصيت ناديا نيز همينگونه است ، ما تصاويري از او روبرو مي شويم كه به فراواقعيتهاي شخصيتي او مي رسد.( البته فرا واقعيت الهايات نيست در الهيات يافتن جنبه هاي  غيره واقعي به قصد هدفي مشخص است و شايد هدف ان چيزي جز رسيدن به روح يا يك ذات غيره  لمس و واحد  و ذات معنويات ندارد . اما سورئاليسم ذات  اوليه واقع گراينه خود را حفظ مي كند و فرا واقعيت در همين بستر شكل مي گيرد) براي تعريفي ملموس تر از يك اثر هنري از ديد يك سوراليسم  تعريفي كه دالي از اثر هنري ( البته در ميان تعريفي از فرشته) به دست مي دهد ، شايد تعريف قابل لمس تري باشد‹‹ اثر هنري هنري همجنان برخي عناصر واقعيت ، بايد به تداعي ها و تاويلهاي جنون اميز، منجر شود›› ناديا زني  است كه چشمهاي عروسك را در مي اورد تا ببيند در پس انها چه اتفاقاتي مي افند، جنون همراه اوست وهمين جنون است كه به او قدرت فر واقعي مي بخشد. يا در چهره مردم به دنبال دلمشغوليهايشان مي گردد( چهره مردم به عنوان امر واقعي و دلمشغوليهاي مردم كه ذاتي فراواقعي پيدا مي كند). حضور واقعي ناديا زمينه اي است كه تنها در كيستي و هستي او معنا مي شود و فرا واقعيتهاي رفتاري او توسط راوي نقل مي شود كه از او هم جز اسمي و شغلي ، چيز ديگري براي ما مشخص نمي شود.

كتاب با طرح چرايي زندگي و هستي ( همان مسئله حل نشده زندگي) اغاز مي شود . حتي اين شروع نيز از عقايد سورئاليسمي اوليه نشات مي يرد كه براي اولين بار در رمانتسم قرن نوزدهم خود را نشان مي دهد. تفكري كه معتقد است شرخ عقايدگوناگون در نوشته مهم نيست چون ما با مسايل جدي تري چون: چرايي زندگي و هستي روبروييم و چون نوشتن از عقايد انساني به قصد انتفاع شخصي صورت مي گيرد، ارزشي بر ان مترتب نيست. محتواي اين  تفكر طرح محتواي واضح و رواج دادن اغماض است. بعد از اشعار وينتنيه بودلر  و عرفاني ناشي از رمبو، شاعر وسيله اي مشود براي نفوذ در طبيعت برتر'و اينگونه برخورد استكه به شكست‹‹ فلسفه اصالت عقل ›› منتج مي شود و عقيده حركت و تغيير در جهان  جايگزين ‹‹فرضيه ثبت و دوام ماده›› مي گردد.( اين ابعاد كند و كاو وتشكيك درارتباط با دنياي اطراف است، كه ذهنيت سورئال را مي سازد. ناديا نيز در متن اين برخورد اوليه سورئاليتستي را تجربه مي كند. ناديا براي راوي تعريف ميكند: يكي از معشوقه اي ناديا وقتي دستش را به او(ناديا) نشان مي دهد، ناديا به هم چسبيدن انگشتان معشوقه اش را به دليل  وجود يك زخم مي انگارد ولي وقتي مرد هر دو دستش را به او نشان مي دهد ناديا متوجه مي شود كه هر دو دست او داراي انگشتهايي هستند كه بهم چسبيده اند.ناديا به راوي ميگويد:‹‹ ادم اين همه وقت با كسي باشدو بارها فرصتش را پيدا كند تا او را  در همه حال ببيند، وبه ريزترين حركات و خصوصياتش دقيق شود و لي در اخر بفهمد اصلا هيچ چيز نديده و متوجه ان چيز اينقدر علني نشود›› شايد اين اتفاق است كه كه ناديا را به سمت برخوردي فرا واقعي با جهان تشويق مي كند. ) سورئاليسم با جستجوي علمي و دقيق ‹‹ واقعيت برتر›› شرو ع مي شود. سورئاليسمي كه اولین بار اپولينر گيوم انرا به كار مي بردولي  سوپو  وبرتون انرا همان فعاليتها ي دروني مغزي و رويا مانندي تعريف كي كنند، كه اولين بار ژرارد نروال انرا «مافوق طبيعت » ناميده بود.و از انجا كه هر دو پزشك بودند پايه مكتب خود را بر فعاليتهاي ضمير پنهاني  بنا نهادند كه بعدها به « نگارش خودكار» منجر مي شود. نوشتاري كه عنان را به دست قلم مي سپارد و بوسيله زبان يا  هر چيز ديگري( هنرهاي مختلف) جريان واقعي تفكر را بيان مي كند. نوشتاري كه خارج از تحكم عقل  و جدا از قوانين زيباشناختي  و اصول اخلاقي براي بر انگيختن واقعيتِ مدفونِ در ضميرِ پنهان  به فعاليت تلاش مي كند.( البته نوشتار خودكار به معناي صيقل ندادن متن نيست)يكي ديگر از لوازماتي كه اينگونه نگاه به جهان مي افريند، كسب شناخت از دنياي اطراف بوسيله ضمير پنهان است. البته اين گونه شناخت به شرطي امكان پذير مي باشد كه بتوان انرا دوباره در ذهن زنده كرد و امراض رواني بويژه امراض رواني كه  هذيانهاي ذهني را بر مي انگيزد، ما را به اينگونه شناخت ار جهان اطراف نزديكتر مي كندو از همين گونه است كه سورئاليسم مطالب به اصطلاح منطقي را با مطالبي كه  از جنبه انديشه ثابت، جنون اميز تلقي مي شود را در هم مي اميزد و واقعيت متفاوتي را خلق مي كند.

ضد رمان ناديا تمام دو مشخصه بالا را در خود دارد.ناديا شخصيتي است كه شناخت او از اطرافش از جايی منشا مي گيرد كه او را به ديوانه خانه مي كشاند و او را از پاي در مي اورد. و همين طور شخصيتي است كه مي خواهد چيزهايی را كه از ذهن عاشقش می گذرد را رها سازدو همين جاست كه « نوشتار خودكار» در متن بوقوع مي پيوندد.

ضد رمان بودن نادياوهمچنين بدليل اينكه مخاطب بايد در بخورد با اثر تمام مفروضات خود را  در ارتباط برقرار كردن با جهان رمان كنار بگذارد‘( برخوردي كه به زعم بارت مخاطب در مقابل يك اثر «نشئه اور» از خود نشان مي دهد) باعث مي شود خواندن ناديا كار طاقت فرسايي جلو كند. از سبك زندگينامه اي نگار ش رمان گرفته تا دستيابي به سبكي مشابه بررسي باليني – عاري از احساس و خشك  وبي روح. ازشک در ماهيت و كيستي  راوي تاموهبيتهاي خاصي كه كه ناديا از انها بخوردار است ضد رمان بودن اثر را به اثبات مي رسانند.

به هر حال خواندن ناديا انهم با زبان فارسي( زباني كه كاملامشخص،زوايايي از متن را در خود خفه كرده، و البته انگار كاري هم از دست مترجم در اين زمينه بر نمي امده..) كار مشكلي است . اما اگر حال حوصله خواندن شاهكاري را داريد كه حاضريد چندين دفعه خواندنش را تكرار كنيد خواندن انرا به شما توصيه می كنم

منابع:

-         ناديا اندره برتون- ترجمه كاوهميرعباسي- نشر افق 1383 به ترتيب  صفحه هاي 91 پاورقي- 119-61 پاورقي و 5

-         شرق صفحه ادبيات 10 خرداد 84

-         Deforme.persianblog.irوبلاگ شخصي رضا كردبچه

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/٦/۳٠ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط مجتبی دهقان نظرات ()

Design By : Pars Skin